جانا

جانا

دلم هوای موهایم را کرده،حسابی...
بهر قهقه یا هق هق
چه فرقی دارد؟
اینجا دختری شانه هایش میلرزد...
meligolabi@yahoo.com

هژده

دوشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۹ ب.ظ

صدایم کرد،گفت:[گوشِت رو بیار جلو] و من صورتم را به صورتش نزدیکتر کردم ،چرخید و گونه ام را بوسید و من باور نمیکردم ...منتظر نگاهم کرد،سرم را بردم جلو و خیلی نامحسوس گوشه ی گونه اش را لحظه ای بوسیدم... همانی را که بی مهابا دستم را میگرفت ،همانی را که بارها در آغوشش کشیده شدم ، همانی که میگویند با همه لاس میزند ولی با این همه بدجور صادق است ، همانی را که تو نبودی...

/از همان بوسه های اجباری بود،میدانی که؟؟/


بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است. آدم فکر می کند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نان اش را بگیرد. نه آن قدر سر ِ صف است که بگیرد و نه آن قدر ته، که راحت بزند بیرون. با خودش می گوید من که پنج دقیقه ایستاده ام، و هی کش می دهد. نه این نان برای اوست و نه این صف. نترسید بابا جان. آرام بزنید بیرون. جایی دیگر کسی را دوست خواهید داشت.

*محمدرضا زمانی


  • ملیـ ـکا